Wednesday, February 27, 2008
چند سالته؟25،30،40،....بهتره بالاتر از 18 سال بخونه!تا حالا از خودت پرسیدی چند سال از عمرتو زندگی کردی؟چقدر مواظب بودی که فرصتها رو از دست ندی؟چقدر از کارایی رو که دوست داشتی انجام دادی؟چقدر از حرفایی رو که تو دلت مونده رو زدی؟چند تا از کتابایی رو که میخواستی بخونی رو خوندی؟چقدر برای خودت زندگی کردی؟چقدر مهربون بودی ؟به قدر کافی خوب بودی؟و خیلی چیزای دیگه که همیشه به اینکه فرصتشو داشتیم ولی به امید فردا رهاش کردیم،.....شاید فردایی در کار نباشه و امروز آخرین فرصت ما برای زندگیه.
Wednesday, September 19, 2007
دنیا نمیخواهد آن چه را که تو میخواهی،باورم شد که دنیا گاه میتواند نخواهد ،دیگر خواستن و نخواستن تو فرقی ندارد وقتی او نمیخواهد.پائولو میگوید که دنیا میخواهد تو به سوی افسانه شخصی ات حرکت کنی که آرامش تو جز در این نیست .وقتی نخواهد،بدان که ره،ره تو نیست.
........شاید،ولی نمیدانم چه اصراری است که به خود بقبولانیم دنیا ما را دوست دارد ،جز خوبی
شاید به مانند احساس یک کودک به پدرش ،و یا به خاطر ترس ،ترس از اینکه خلاف آنچه که دنیا خواسته گام برداری....حرکت کنی
........شاید،ولی نمیدانم چه اصراری است که به خود بقبولانیم دنیا ما را دوست دارد ،جز خوبی
شاید به مانند احساس یک کودک به پدرش ،و یا به خاطر ترس ،ترس از اینکه خلاف آنچه که دنیا خواسته گام برداری....حرکت کنی
Monday, August 20, 2007
Tuesday, August 14, 2007
Sunday, August 5, 2007
خیلی دنیای عجیبیه ،میدونم بازم میگی داری سخت میگیری،داری میپیچونیش ...بی خیال شو ،رها شو...ولی اگه تو هم بی خیال شی راحتت نمیزارن...میدونی دیگه سادگی خریدار نداره،خوبی!همه در موردش یه جور فکر نمیکنن،میترسم ،خیلی میترسم،از آدما،از خودم،از اینکه ،چرا تغییر نمیکنه اون چه که باید تغییر کنه!یادمه یه بار شنیدم که آدما به دنیا اومدن که زجر بکشن،اون موقع چقدر این حرف به نظرم عجیب بود...اگه یه روز آرزوی ر.م اتفاق بیفته چقدر دلم میخواد که باهاشون برم از اینجا
Wednesday, July 4, 2007
Subscribe to:
Posts (Atom)