لاری همانگونه که به پیپ خود پک میزد،با لبخندی پر محبت به او مینگریست،هنگامی که لب به سخن گشود ایزابل نمیدانست جدی حرف میزند یا به مزاح
«میدانی من دلم میخواهدعمر خود را به راهی سودمندتر از فروش سهام بگذرانم»
«خیلی خوب پس وارد دفتر کار شو،یا به دنبال »
« درس برو و طب بخوان»
«نه. این کارها را نمیخواهم بکنم»
«نه. این کارها را نمیخواهم بکنم»
«پس چه میخواهی بکنی»
«لاری با لحنی آرام پاسخ داد میخواهم ول بگردم»
«لاری با لحنی آرام پاسخ داد میخواهم ول بگردم»
1 comment:
haaaaaaaaaa,hala shod :D
Post a Comment