Friday, March 30, 2007

لاری همانگونه که به پیپ خود پک میزد،با لبخندی پر محبت به او مینگریست،هنگامی که لب به سخن گشود ایزابل نمیدانست جدی حرف میزند یا به مزاح
«میدانی من دلم میخواهدعمر خود را به راهی سودمندتر از فروش سهام بگذرانم»
«خیلی خوب پس وارد دفتر کار شو،یا به دنبال »
« درس برو و طب بخوان»
«نه. این کارها را نمیخواهم بکنم»
«پس چه میخواهی بکنی»
«لاری با لحنی آرام پاسخ داد میخواهم ول بگردم»

1 comment:

agriphont said...

haaaaaaaaaa,hala shod :D