Saturday, April 21, 2007

وقتی 15 ساله بود فکرشم نمیکرد همچین سرنوشتی داشته باشه!دنیای عجیبیه ،بعضی وقتاسر نوشت ادما طوری به هم گره میخوره که فکرشم نمیکنی ... وقتی لبخند میزنه،وقتی خوشحاله،خوشحال میشی که شاده،میخنده،زندگیش قشنگه 0بچه هاش؟وقتی یاده بچه هاش می افتی،نمیدونم ،بهتره سکوت کنی.بعضی سوالها بی جواب بمونن بهتره

No comments: